حال و حوایی از ترنج و بلوچ عنوان اولین مجموعه شعر حامد عسگری شاعر جوان اهل شهرستان بم (متولد 1361) است كه انتشارات ودیعت كرمان آن را در تیراژ دو هزار نسخه تابستان امسال منتشر كرده است. كتاب 70 صفحهای حامد عسگری مقدمهای به قلم محمدعلی بهمنی دارد و دربردارنده 29 غزل، دو چهارپاره و تعدادی رباعی و دوبیتی است. غزلهای حامد دارای لحنی صمیمی و با چاشنی طنز است و بقول بهمنی سهمی نیز از شیرینكاریهای زبانی با خود دارد.
غزلهای حامد بهرغم شورانگیزی و شیطنت، هنوز فاقد زبانی منسجم و یكدست است و همنوا با محمد علی بهمنی باید گفت این مجموعه با همه زیباییهایش حاصل پرباری برای او نیست و باید چشم امید به آثار بعدی او داشت. وبلاگ حامد عسگری را پیش ازین معرفی كردهام.
با هم به سیاحت اولین غزل این مجموعه میرویم:
لبخند بزن، تازه كنی بغض «بنان» را
بخرام، برآشفته كنی «فرشچیان» را
تلفیق سپید و غزل و پست مدرنی
انگشت به لب كرده لبت منتقدان را
معراج من این بس كه درین كوچه بن بست
یك جرعه تنفس بكنم چادرتان را
دلتنگی حزنآور یك كهنه سه تارم
برگیر و برآشوب و بزن «جامهدران» را
ای كاش درین دهكده پیر بسوزند
هرچه سفر و كوله و راه و چمدان را
شاید تو بیایی و لبت شربت گیلاس
پایان بدهد این تب و تاب، این هذیان را
عاروسِ غزلهای منی بی برو برگرد
نگذار كسی بو ببرد این جریان را

