تبليغاتX
روسری آبی - شعري از افشين يد الّلهي

گاهی تمام حادثه از دست می رود

گاهی مسیر جاده به بن بست می رود

گاهی همان کس که دم از عقل می زند

در راه هوشیاری خود ، مست می رود

گاهی غریبه ای که به سختی به دل نشست

وقتی که قلب خون شده بشکست ، می رود

اول اگر چه با سخن از عشق آمده

آخر خلاف آنچه که گفته است ، می رود

گاهی کسی نشسته که غوغا به پا کند

وقتی غبار معرکه بنشست ، می رود

اینجا یکی برای خودش حکم می دهد

آن دیگری همیشه به پیوست می رود

هر چند مضحک است و پر از خنده های تلخ

بر ما هر آنچه لایقمان هست می رود

         ***************

بیراهه ها به مقصد خود ساده می رسند

اما مسیر جاده به بن بست می رود

 

                                    افشین ید اللهی

 

+ نوشته شده توسط علی در یکشنبه نوزدهم اسفند 1386 و ساعت 9:53 |